محمد مهدى ملايرى

56

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

در به كار گرفتن كلمات و تعبيرها به همان اندازه اكتفا كند كه براى بيان معنى مورد نياز باشد . از آوردن كلمات زائد بر احتياج و آنچه معمولا براى آرايش سخن و چه بسا براى پوشاندن نارسائى و بىمغزى آن به كار مىبرند سخت بپرهيزد . براى بيان هر معنى مناسب‌ترين كلمه‌اى را برگزيند كه آن معنى را مستقيما به ذهن خواننده بنشاند و بكوشد تا سخن خويش را درست قالب انديشه‌اى سازد كه دربردارندهء آن است ؛ نه آن اندازه تنگ و نارسا كه انديشه را در تنگنا گذارد و نه آن اندازه فراخ و ناموزون كه آن را در پيرايه‌هاى خود بپوشاند . و اين هميشه و در هر زمان مايهء اصلى و جوهر بلاغت شمرده مىشده و معيارى بوده كه قدرت نويسنده و بلاغت او را با آن مىسنجيده‌اند . اين گفتهء ابن المعتز است كه خود يكى از علماى بلاغت عربى بوده كه گويد « ما رايت بليغا الارايت له فى المعانى اطالة و فى الالفاظ تقصيرا » . يعنى من هيچ بليغى را نديدم كه الفاظش از بيان معناهايى كه در ذهن دارد قاصر نباشد ( ص 8 و 9 ، مقدمهء جاودان خرد ) . سخن از انسجامى طبيعى برخوردار باشد كه مطلب را بىرنج و مشقتى به ذهن خواننده منتقل سازد . بدين معنى كه جمله‌ها و عبارات ، هم آن اندازه از يكديگر جدا و مشخص باشند كه با هم آميخته و به هم مشتبه نگردند و هم آن اندازه به هم پيوسته باشند كه مطالب هم‌سنخ از يكديگر دور نيفتند و پيوند آنها از هم نگسلد و خواننده در فهم مقصود به زحمت نيفتد . مطالب به ترتيب اهميت آنها در نامه گنجانده شوند و نويسنده تا وقتى حق مطلبى به تمامى ادا نشده و از بيان آن فراغت حاصل نگرديده به مطلب ديگر نپردازد . و مطالب ناهم‌سنخ را در يك‌جا جمع نكند و اگر چنين شد آنها را از يكديگر به خوبى جدا سازد . دبير مىبايستى بياموزد كه در نوشتهء خود از به كار بردن كلمات و تعبيرهاى معمولى و عاميانه دورى گزيند ؛ الفاظى برگزيده و عباراتى سنجيده و